كربلا پنجي.....      .....بشنو از من شعر من خون نامه است .....گوش ليلي ده ،كه مجنون نامه است .....واژه ها از سوي مجنون آمدند.....بيت ها از كوه بيسْتون آمدند.....شعر من بايك جنون آميخته است.....قاب دل از بيت ها آويخته است.....مي سرايم از شهيد ، اي دوستان .....با وضو وارد شويد در بوستان ......باز امروز اين تن از زندان گريخت .....رندي از ميخانه ي رندان گريخت.....رندي از جام شقايق گشته مست.....رند ي با ي? جام . جام.جام الست.....باز امروز اشك من سيلاب شد.....باز اين دل ،يك دل بي تاب شد .....بوي گل آمد مشام جان ما.....شهد عشق آمد به كام جان ما .....*** .....باز امروز ياد مجنون كرده ام.....ياد «بهداشت» 1 ياد «گلگون » 2 كرده ام.....ياد« مسلم »3 ،يادشورو شوق عشق.....ياد سرهايي كه داشتند طوق عشق.....ياد «محمد باقر»4 آن گردان عشق.....ياد جانبازي آن مردان عشق.....«يا رسول»5 و ياد «عاشورا» 6 بخير .....الوداع عصر تاسوعا بخير.....ياد باد گردان « حمزه »7 ياد باد.....ياد باد شيران شرزه ياد باد.....ياد هفت تپه ،خيام عاكفان.....ياد والفجرآن قيام عارفان.....تپه ها و تل ها سو سوكنان.....عاشقان اندر خيام هو هو كنان.....تپه ها و تل ها و دره ها.....پر بود از امن يجيب و ناله ها.....كربلا پنج و شلمچه ياد باد.....بوي خردل در حلبچه ياد باد.....ياد «مهر زادي» 8 صفاي جبهه ها.....ياد طوسي آن وفاي جبهه ها.....لحظه ي پر سوز استغفار ها .....ياد كن نام «ابو عمار»9ها .....ياد فكه ياد شب هاي جفير .....رزم هر رزمنده اي رزم زهير .....بو غريب و موسيان يادش بخير .....حمله ها ي « مزدْستان » يادش بخير.....ياد دوئيجي هلالي هاي مرگ .....بارش تير و فشنگ ، همچو تگرگ.....ياد باد جسمان غلطان روي مين.....ياد باد چشمان بيدار كمين.....ياد باد خاكريز سنگرنمور.....ياد باد مردان خاكي و صبور .....ياد باد سري كه رفته روي دار.....ياد باد خوني كه گشته چشمه سار.....ياد باد سري كه داشته شور عشق .....ياد باد شبي كه داشته نور عشق.....ياد پرواز، ياد معراج، ياد وصل.....ياد روزهاي شهادت بوده اصل.....ياد روزهايي كه دنيا پوچ بود  ......هر كسي دايم به فكر كوچ بود......ياد آن روزي كه پول معنا نداشت .....هر كسي جز كربلا ماوا نداشت.....دل گرو عشق بود و كربلا .....آرزوها ديدن آن سر جدا .....حال ماها مانده ايم با اين نما .....ريش و كشكول و دعاي با ريا .....*** .....بشنو از من ناله هاي رنج را.....بغض هاي ?ربلاي پنج را.....از چه رو خود را زمين گير كرده ايم.....اين چنين در منجلاب گير كرده ايم......بوي عطر جبهه ها يادش بخير.....شور و شوق كربلا يادش بخير.....بوي عطر جبهه ها از ياد رفت.....ياد شيرين از سر فرهاد رفت......بوي عطر جبهه ها از ياد رفت......كربلا پنجي، خدا ! از ياد رفت......كربلا پنجي شما دانيد كيست؟.....عشق بازي با خدا دانيد چيست؟.....لحظه اي كانال زوجي مانده اي؟.....تا به صبح آيات ناجي خوانده اي؟......جنگ در كانال ماهي بوده اي؟......در كمين در فكر راهي بوده اي؟......جنگ در خاكريز نوني كرده اي؟......يك نگاه، در آب خوني كرده اي ؟.....انفجار چلچله حس كرده اي؟.....لرزشي چون زلزله حس كرده اي؟.....قطع پا و دست و سر را ديده اي؟.....طفل هاي بي پدر را ديده اي؟.....سردي دستان دوست، حس كرده اي؟......گرمي سرب زير پوست حس كرده اي؟.....استخوان هاي تكيده ديده اي؟.....گورهاي پر شهيده ديده اي؟.....بغض پشت بغض گلويت را گرفت؟......مادر پيري جلويت را گرفت؟.....ضربه هاي كابل پشتت خورده است؟.....هم قفس هم بندي پيشت مرده است؟ ......كربلا پنجي ميان ما هست؟.....كوه پر گنجي ميان ما هست؟.....كربلا پنجي صدايم مي شنوي؟.....اي كه در رنجي صدايم مي شنوي؟.....اي كه تو «حاجي بصير» 10را ديده اي!......شيرمردان دلير را ديده اي!.....اي كه با« اصغر خنكدار»11 بوده اي.....اي كه مثل يك سپيدار بوده اي.....اي كه قلب دشمنان لرزانده اي.....اي كه كل دشمنان ترسانده اي.....كربلا پنجي، بسيجي هوش باش .....چه كسي گفتست تو خاموش باش؟.....كربلا پنجي، بسيجي گوش كن.....آتش فتنه كجاست، خاموش كن.....چشم و گوش خود نبند و باز كن .....بشكن اين در ب قفس پرواز كن .....با شمايم اي شلمچه ديده ها.....زيد و خرمال و حلبچه ديده ها.....با شمايم اي كه مجنون رفته ايد .....با شمايم اي كه در خون رفته ايد .....با شمايم شوكران در جامتان .....بوسه زد پير خمين دستانتان.....چه شد عشق تو، عشق من ، عشق ما.....مگر عشق نبود درس و سرمشق ما.....چه شد آن شعارهاي پر طمطراق؟.....چه شد آن رجزهاي با اشتياق؟.....چرا سر در آخور عقل برده ايم؟.....چرا پشت به دنياي عشق كرده ايم؟ .....چه شد! چرا بي خبر كوچ كرده ايم؟ .....چرا رو به دنياي پوچ كرده ايم؟ .....به وقت تلاطم مرداب گشته ايم .....تجمل كه ديديم بي تاب گشته ايم .....به وقت تكاپو مرداب گشته ايم .....تجمل كه ديديم گرداب گشته ايم.....شگفتم چرا تيغ ها شد غلاف؟ .....مگر گرگ و ميش كرده اند ائتلاف.....مگر گرگ خون خوار عدويت نبود .....مگر شهد عشق در سبويت نبود .....مگر گرگ خون خوار سبويت ربود .....كه عاقل شدي عاقلي بي سجود .....چرا انتظار فرج سرد گشت؟ .....چرا برگ دل اين چنين زرد گشت؟ .....چرا هي دم از بي كسي مي زنيم؟.....چرا داد دل واپسي مي زنيم؟.....چرا فصل مي بي سبو گشته ايم؟ .....چرا استخوان در گلو گشته ايم؟ .....بسيجي كه نيست استخوان در گلو .....مگر مي شود مي پرست بي سبو؟ ......سبو تا كه هست مي پرست زنده است .....شهادت كه هست بر لبان خنده است .....ولايت كه هست ما چرا خسته ايم؟ .....چرا پاي دل را به غم بسته ايم؟ .....بيا با ولايت شويم رهسپار .....بيا با ولايت رويم روي دار .....بيا عشق را خوب هدايت كنيم .....دفاعي درست از ولايت كنيم .....اولي الامر منكم ولايت بود .....به حق جانشين امامت بود.....****.....دشمنان ! اي كارتان داد و هوار.....شيعه يعني ذوالفقار بي قرار.....دشمنان ! با اين همه القاب و لاف......شيعه يعني ذوالفقار بي غلاف.....دشمنان ! مقدارتان ناچيز و كم.....شيعه يعني ذوالفقار، تيغ دو دم.....دشمنان ! اي فكرتان دايم خلاف.....تيغ شيعه ميكند گردن طواف ..........شعر از مفيد اسماعيلي سراجي

پست الکترونيکي


 
نوشته هاي گذشته


لوگو


ارتباط آنلاين


 

لينک دوستان



 

بزم انتظار

سبز سرخ

بغض باران

صبح

ولايت

حرفهاي خودم

 

 

آمار بازديدکنندگان


 


"شهاب جاويد" داراي کپي رايت ميباشد . هرگونه برداشت و اقتباس بدون کسب اجازه ممنوع مي باشد.

 

 

۱۳۸٩/٥/٢٤

 

همسرداری در خانه علی علیه السلام

از آنجا که همسرداری امری است دو جانبه، در این بخش به جای همسرداری علی (ع) ، عنوان همسرداری در خانه علی (ع) انتخاب گردید لذا به چند اصل از اصول حاکم در همسرداری خانه علی (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره می گردد:

1- پرهیز از خواسته های مادی و تلاش در جهت جلب رضایت همسر:

فاطمه جان! آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟

- دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسین دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردیم.

فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟

حضرت زهرای اطهر، نگاه نجیبش را بر زمین انداخت و فرمود:

ـ یا ابا الحسن ! انی لا ستحیی من الهران اکلف نفسک ما لا تقدر علیه. ای اباالحسن! من از خدایم شرم دارم که از تو چیزی درخواست نمایم که مقدورت نباشد.

و اینگونه خانه علی و زهرا، کانون مودت و محبت و رحمت می شود، و علیرغم وجود همه مشکلات و سختیها و مصائب که در زندگی مشترک علی (ع) و زهرا (س) بیش از هر خانه دیگر وجود داشت، به اعتراف خود امیرالمؤمنان نگاه به چهره همسر کردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه می گردد:

((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین و مجبور به کاری ننمودم، او نیز مرا خشمگین نکرد و هیچگاه موجب ناخشنودیم نشد... من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه می کردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف می شد...))

آری این خانه، خانه ای است که از مظاهر رفاه مادی در آن هیچ یافت نمی کنی و لیکن همجواری با همسر و شریک زندگی را مایه آرامش می یابی.

 

2- تقسیم کار در خانه:

یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است.

رسول خدا در اولین شب ازدواج علی (ع) و زهرا (س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی (ع) انجام دهد.

پس از آن بود که حضرت زهرا (س) فرمود:

جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

3- فرمان پذیری و رعایت حق مدیریت شوهر در خانه:

البیت بیتک و المره زوجتک إفعل ما تشاء

علی جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه می خواهی انجام بده.

این پاسخ زهرای اطهر در جواب درخواست علی (علیه السلام) برای ورود عمر و ابوبکر به خانه و پس از ماجرای به آتش کشیدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.

4- آرایش و زینت برای همسر

رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است و در زندگی علی (ع) و زهرا (س) نیز این اصل خود را به خوبی نشان می دهد. نقل است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و زهرا (س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

5- یاری رساندن به همسر

یا رسول الله هر دو دستم به علت آرد کردن گندم با آسیای دستی ورم کرده،‌زخم شده است.

دیشب را تا صبح به آرد کردن گندم مشغول بودم و علی نیز فرزندانم حسن وحسین را نگهداری می کرد.

و همین همراهی و دلجویی علی (ع) بود که زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشکلات کارهای خانه یاری کرده و حتی تحمل زخم دست را هم بر او آسان می کرد. در آن سو هم هنگامی که علی (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمی گشت، فاطمه (س) استقبال گرمی از او می کرد، شمشیر او را گرفته و می شست. در تمام فعالیتهای علی (ع) او را همراهی می کرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسیت نشان می داد و به این شکل با همراهی ، همفکری و رغبتی که در خود نشان می داد خستگیها و مرارتهای بیرون را از جسم و روح او دور می کرد.

6- حاکمیت روح عاطفی و نگاههای محبت آمیز در خانه

شیرین ترین اوقات زندگی ، لحظاتی است که انسان چشم به معشوق خود می دوزد و او را می نگرد و عاشقانه با او صحبت می کند و نهایت عشق و عاطفه خود را در کلام و نگاه ابراز می دارد.

زندگانی علی (ع) و زهرا (س) پر است از این لحظات عاشقانه و شیرین.

علی (ع) می گوید: «دائماً به او می نگریستم و از دلم غم و اندوهها برطرف می شد.»

و فاطمه (س) خطاب به همسرش می گوید:

علی جان ! جانم فدای تو ! جان و روح من سپر بلای جان تو ! یا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خیر و نیکی به سر ببری، چه در سختی ها و بلاها گرفتار شوی، همواره با تو خواهم بود.

و چه نیکو کلام خود را به اثبات رسانید و جان خویش را در طبق اخلاص نهاد و فدایی علی (ع) شد.

7- اهمیت دادن به تفریح، مزاح و شادی در روابط

اگر چه خانه علی و زهرا، کانون ساده زیستی،‌ زهد، ایثار، انفاق، جهاد، سیاست،‌ اندیشه، شجاعت و هزاران فضیلت دیگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترین انسانهای عالم هستند و عمری پررنج و مصیبت داشتند !‌و لیکن زندگی آنان خالی از لحظات شیرین و دلپسند تفریح و شادی هم نبود. چرا که علی (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادی و تفریح احتیاج دارد،‌اما از آنجا که علی و زهرا در بالاترین مراتب انسانیت قرار دارند، تفریح و شادیشان هم متناسب با روح متکامل شان و به دور از هر گونه، افراط و تفریط است.

مروری بر چند نمونه زیبا از زندگی سراسر زیبای این بزرگواران مؤید مطالب فوق است:

- در شب عروسی شان، اگر چه زنان دف می زنند و سرودهای شاد می خوانند، اما فضای مجلس خالی از تکبیر و سرودهای معنوی هم نیست.

و زندگی کوتاه علی (ع) و زهرا (س) پر است از این قطعات تاریخی و صحنه های زیبا و شنیدنی که نشانگر با نشاط و زیبا بودن زندگی ایشان است علیرغم تمام مشکلات و گرفتاریهای آنان.

درس محبت در خانه حضرت زهرا سلام اللّه علیها بطور کامل ارائه می شد و آن حضرت که خود ازسرچشمه محبت وعطوفت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم سیراب شده و قلبش کانون محبت به همسرو فرزندانش بود.


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸٩/٥/٢٤

 

خانه داری و همسرداری حضرت زهرا (س) :

 

پس از ازدواج فاطمه (س) با امیرمومنان علی (ع)، پیامبر اکرم (ص) به زهرا (س) فرمودند تو را دو توصیه نسبت به علی (ع)می‌نمایم اول آنکه هرگز از او چیزی مطالبه منما که مبادا از عهده انجام آن برنیاید و موجب خجالت و افسردگی خاطر او گردد، دوم آنکه زحمات زندگی را بین خودتان تقسیم نمایید، بطوریکه بیرون خانه تنظیم امور به عهده علی (ع) باشد و داخل خانه تنظیم امور بر عهده تو باشد و ای نور دیده من مبادا که در خدمتگزاری داخل خانه کوتاهی نمایی چرا که خداوند در مقابل آن به تو اجر و مزدی عنایت فرماید که به وسیله آن،دیده تو در آخرت روشن گردد و در ادامه به فاطمه (س) فرمود «جهاد المراة حسن التبعل» «زنیکه در خانه شوهر خدمت کند خداوند ثواب جهاد فی‌سبیل‌الله را به او عطا می‌نماید»، لذا هنگامی که به سیره عملی آن بانوی مخدره نظر می‌افکنیم مشاهده می‌گردد که حقا و انصافا از هیچ کوششی دریغ ننموده و فروگذار نبودند به گونه‌ای که هیچگاه از امیرمومنان علی (ع) تقاضا و درخواستی ننمودند، و هرگاه امیرمومنان از آن بانوی مخدره سوال می‌فرمود: که آیا در منزل چیزی مورد نیاز است ؟آن بزرگوار در جواب می‌فرمود: «البیت بیتک و الحره امتک» «خانه متعلق به شماست و من هم به منزله کنیز و خدمتگزار در خانه شما می‌باشم» به واقع انسان هنگامیکه صفحه تاریخ را ورق می‌زند و این سیره عملی پاک و مطهر را مطالعه می‌نماید بی‌درنگ اشک چشمانش جاری می‌گردد چرا که زندگی دو شخصیت عظیم که خداوند متعال، عالم را فقط به محبت آنان خلق نموده است اینقدر ساده و بی‌آلایش است و حرمتها به گونه‌ایست که هیچ یک از حقوق دیگری تعدی نمی‌نمایند ،دختر پیغمبر اسلام بدون هیچ‌ کبر و غروری در خانه امیرمومنان علی (ع) کار و فعالیت می‌نمود با آنکه او شفیعه محشر است و صدیقه کبری ،اما آیا زنان ما نیز آنگونه که سرور زنان عالمیان عمل نمود عمل می‌نمایند و سیره عملی او را الگوی زندگی خود قرار می‌دهند؟

 

شب عروسی حضرت فاطمه چگونه برگزار شد؟

اسلام برای تحقق ازدواج و شکل گیری کانون خانواده که به یقین بهترین وسیله حفظ عفت عمومی و سالم سازی جامعه انسانی است، دختر و پسر جوان را موظف نموده است که در شرایط خاصی ازدواج کنند و یک سلسله آداب و شرایط را مراعات نمایند تا نخستین روز زندگی خود را به دور از هر گونه پلشتی و نابهنجاری رفتاری شروع کرده باشند.

متأسفانه در عصر حاضر پیرایه ها و وصله های ناهمگونی بر دامن پاک و زیبای این انتخاب نیک و خدا پسندانه یعنی ازدواج، زده شده است، از جمله ولخرجیها و تشریفات عقد و عروسی و ...که گاه سرسام آور و تکان دهنده است.

بهترین الگوی ما در زمینه مجلس عقد و عروسی ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ است. از این رو با بیان چگونگی و کیفیت برگزاری مراسم عروسی دختر پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و توصیه های پیشوایان دین ـ علیهم السلام ـ در این زمینه را به اختصار پی می گیریم:

پیامبر(ص) با ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا (س) خط بطلان بر عقاید خرافی زمان خود کشید و سنّت خویش را بر سهولت و آسانی ازدواج قرار داد.

1. آن حضرت اتاق ام سلمه را برای شب عروسی علی و زهرا ـ علیهما السلام ـ برگزید.

2. رسول اکرم (ص) به همسرانش دستور داد تا زهرا (س) را مناسب شأنش آرایش کنند.

3. رسول اکرم (ص) دامادش را موظف فرمود، غذای نیکویی برای اهل خود فراهم کند. البته پدر عروس تهیه گوشت و نان این عروسی را عهده دار شد و تهیه روغن و خرما را به علی (ع) وانهاد.

4. با فراهم شدن مقدمات پذیرایی، پیامبر (ص) آستین بالا زد و خرما را در میان روغن می آمیخت، آنگاه به علی (ع) فرمود: هر که را می خواهی دعوت کن.[1]

5. به دستور پیامبر، مراسم عقد و عروسی زهرا و علی در مسجد برگزار شد.[2] و به دستور و سفارش ایشان بلال مردم را به سمت مسجد فراخواند،[3] تا مردم به صورت عملی شاهد شکل گیری ازدواج برترین زن جهان و برترین مرد ـ پس از پیامبر (ص) باشند و از این شیوه الگو برداری کنند.

با چنین نگرشی مسجد تنها جای روضه خوانی و مجالس عزا نخواهد بود، از پی آمدهای نیک این سنّت، تشویق مردم به استقبال از مساجد است. برگزاری مراسم ازدواج در چنین مکان های مقدسی افزون بر این که گویای تقدس امر ازدواج می باشد، سبب جذب مردم به مکان های مقدس است. البته باید حفظ حرمت و شأن مساجد نیز مورد توجّه قرار گیرد.

6. برگزاری مراسم ازدواج به صورت آشکار[4] مورد سفارش قرار گرفته است.

7. ولیمه دادن در عروسی امری مستحب و پسندیده است. چنان که از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده است که: «از سنّت پیغمبران اطعام دادن در وقت ازدواج است.»

8. پذیرایی ولیمه از میهمانان در روز.[5]

سفارش شده ولیمه عروسی در روز داده شود تا آسایش کسی در معرض خطر قرار نگیرد، واقعاً انسان از این دقت و ظرافتی که در دستورات اسلامی به کار گرفته شده، لذت می برد، رفتار ناشایستی که بعضی از مسلمان ها در نیمه شب به راه میاندازند و آسایش و آرامش دیگران را نادیده می گیرند، چگونه قابل توجیه است؟!!

9. به عروسی در شب سفارش شده است . امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «عروس های خود را شبانه به خانه شوهر ببرید و هنگام ظهر طعام دهید.»[6]

10. همراهی بدرقه عروس تا خانه داماد، در مراسم عروسی علی ـ علیه السلام ـ و زهرا ـ علیها السلام ـ داماد پیش از عروس، فاطمه ـ علیها السلام ـ به دنبالش و پیامبر (ص) در پی فاطمه روان بودند و مهار مرکب زهرا ـ علیها السلام ـ به دست سلمان فارسی بود. عدّه ای از زنان بنی هاشم، همسران پیامبر، زنان مهاجر و انصار همراه زهرا ـ علیها السلام ـ بودند.

11. رسول اکرم (ص) در شب عروسی حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ به دختران عبد المطلب و زنان مهاجرین و انصار سفارش کردند که همراه فاطمه ـ علیها السلام ـ باشند و خوشحال بوده و بخوانند و تکبیر گویند و ستایش خداوند به جای آورند و از گفتن آن چه خوشنودی خداوند در آن نیست، بپرهیزند. طبق نقل تاریخ در این جشن ام سلمه، عایشه، حفصه، معازه خدمت حضرت زهرا (س) اشعاری خواندند، بنابر این جشن باشکوه و به یاد ماندنی برپا شد، و مؤمنین در شادی رسول خدا (ص) سهیم شدند.[7]

توصیه های دیگر

1ـ دختر و پسر جوانی که پیش از ازدواج با هم به توافق رسیده اند و افق فکری و فرهنگی خویش را نزدیک به هم یافتند، می توانند در نحوه برگزاری مراسم نیز به توافق برسند و در صورتی که اطرافیان در صدد برگزاری نامطلوب مراسم بر آمدند، آنان را از هدف و برنامه خویش آگاه سازند و به آنان بفهمانند که حاضر نیستند به خاطر خوش گذرانی عدّه ای انگشت شمار اولین برگ زرین از عمر مشترکشان را با گناه آلوده نمایند.

2ـ عروس و داماد سعی کنند مجلس زنانه را از مردانه کاملاً جدا کنند تا از اختلاط مرد و زن در منازل خصوصی، تالار و سالن های عمومی جلوگیری نمایند. از پخش آواز، غنا و موسیقی های مطرب و غیر مشروع و رقاصی و بی عفتی ها دوری کنند. در فیلمبرداری و عکاسی مراعات حدود شرع شده، هرگز والدین عروس و داماد و خود زوجین شقاوت خویش را با برانگیختن خشم خداوند در نخستین روز شکل گیری زندگی خود سبب نشوند.

3ـ پیشنهاد می شود در برگزاری این مراسم از مداحان و مولودی خوان ها دعوت شود، تا با خواندن اشعار نغز، پربار و عبرت آموز در مقام و منزلت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ فضای معنوی و شادی بخش ایجاد کنند. دعوت از سخنرانانی که در این زمینه می توانند جمع حاضر را شاد و خندان نگاه دارند، اجرای نمایش کمدی، گفتن جوک و لطیفه های خنده دار و .... نیز از جمله راه کارهای دیگر نشاط در مجالس عقد و عروسی است.

4ـ مستحب است، مراسم عروسی روز جمعه باشد. چنان که از حضرت علی ـ علیه السلام ـ نقل شده که روز جمعه روز خواستگاری و نکاح است.

5ـ از گرفتن مراسم عروسی در روز های مکروه پرهیز کنید، از جمله:

الف ـ هنگامی که قمر در عقرب است، امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «کسی که هنگام قمر در عقرب ازدواج کند، نیکی نمی بیند». سه شب آخر ماه قمری که ماه دیده نمی شود، طبق بعضی روایات، ازدواج و آمیزش در چنین وقتی، موجب سقط جنین خواهد شد.[8]

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . ر.ک: شیخ عباس قمی، بیت الاحزان فی ذکر احوالات سیده نساء العالمین فاطمه زهرا (س) ، (قم: انتشارات سید الشهداء، 1404ق)، صص 35ـ 33، محمدی اشتهاردی، ترجمه بیت الاحزان، صص 59ـ 58.

[2] . همان، ص5.

[3] . ر.ک: محمد مهدی اشتهاردی، ازدواج و شیوه همسرداری از دیدگاه اسلام، (تهران، انتشارات کتاب یوسف، 1378)، ص 5.

[4] . النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج14، ب 43، ح 16523 و ح 16500، ص 213.

[5] . الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج20، ب 37، ح 25114، ص 91.

[6] . محمد مهدی اشتهاردی، ازدواج آسان، قم، انتشارات نبوی، 1371، ص 242.

[7] . بابایی آملی، ابراهیم، داستان ازدواج معصومین ـ علیهم السلام ـ ، بنیاد پژوهش های علمی و فرهنگی نور الأصفیاء، چ سوم، صص 112ـ 108.

[8] . ازدواج آسان، صص 250ـ 241.

منبع : مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

 


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸٧/۱۱/۱٧

افتخارات در عرصه انقلاب اسلامی2

 

 

 

افتخارات در عرصه انقلاب اسلامی2

خودباوری علمی

یکی دیگر از افتخارات انقلاب اسلامی ایران در حوزه دانشگاه ها، خودباوری علمی است. این افتخارات، هم در حوزه تفکر و اندیشه و هم در عرصه عمل، تجلی و بروز یافته است. قبل از انقلاب، به علت سیاست رژیم پهلوی که بر همه ارکان و عرصه های کشور از جمله دانشگاه ها حاکم بود، بخش عظیمی از اساتید و دانشجویان و پژوهشگران و اندیشمندان دانشگاهی، دچار آفت خود کم بینی، احساس حقارت، خارجی پرستی، تقلید محض و غیراندیشمندانه از خارجی ها مخصوصاً غربی ها و کپی برداری بودند.

در حوزه متون علمی و دانشگاهی، فرهنگ ترجمه حاکمیت بلامنازع داشت، دانشگاهیان ما نه تنها به خود جرات بیان حرف نو، تألیف متون نو، خلاقیت و نوآوری علمی ندادند، بلکه خود را شدیداً ضعیف، حقیر، ناتوان، بی استعداد و نیازمند و محتاج به خارجی ها حس می کردند. آن ها به خود اعتماد لازم را نداشته و باور نمی کردند که خودشان می توانند روی پای خود ایستاده و علی رغم بهره برداری از متون خارجی و نقطه نظرات علمی دانشمندان کشورهای مختلف، خود اندیش بوده و اتکا به نفس داشته باشند.

برای سال های متمادی متون درسی دانشگاهی متونی عیناً ترجمه شده از منابع خارجی بود و به خود جرأت نمی دادند در آن تغییر و تحولی ایجاد کرده و لااقل مواردی را که با شرایط و مقتضیات کشور ما هماهنگ نبود، اصلاح نمایند. این متون که از طرف برخی از اساتید غرب زده به شدت مقدس جلوه داده می شد، دانشجویان را نیز مجبور به تسلیم و تبعیت محض از آن ها می کرد.

علاوه بر خودباختگی فکری و اندیشه ای، در حوزه عمل نیز حقارت و خود کم بینی حاکم بود و دانشگاهیان ما کم تر به خود جرات می دادند تا دست به ابتکار، خلاقیت و نوآوری زده و در عرصه تولید، ساخت و یا تعمیر وسایل، تجهیزات و مواد مورد نیاز صنایع مختلف کشور وارد شوند. شاید چنین ضعف و ناتوانی نتیجه غیر قابل اجتناب و طبیعی همان خود کم بینی علمی در عرصه تفکر و اندیشه و فکر، احساس ضعف و وابستگی و ناتوانی و حقارت بشود، در عرصه عمل و کارکرد نیز خود باختگی حاکم شده و جرأت نوآوری داده نشود.

به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روحیه خود باوری، اعتماد به نفس، خوداندیشی و جرأت و شهامت نه تنها در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور، بلکه در عرصه های علمی و دانشگاهی نیز تجلی و بروز یافت. پس از انقلاب به علت برچیده شدن سیاست وابستگی رژیم پهلوی به غرب که همراه با احساس ذلت و حقارت در برابر خارجی ها بود، و متقابلاً حاکم شدن سیاست عزت و اقتدار و اعتماد به نفس، تحول چشم گیری در محیط دانشگاهی به وجود آمده و بستر لازم برای اساتید و دانشجویان در جهت خودباوری علمی و تکیه بر استعدادهای ملی خویش فراهم شد.

اگر چه هنوز هم از نظر سطح علمی با وضع مطلوب و حتی قابل قبول فاصله زیادی داریم، اما جهت گیری در دانشگاه ها، جهت گیری خوداتکایی و خودباوری شد و میدان لازم برای بروز استعدادها و خلاقیت های دانشگاهیان فراهم آمد.

در مورد این دستاورد، رهبر معظم انقلاب با اشاره به دو آفت بزرگ دانشگاه های قبل از انقلاب (یعنی مجذوب و مبهوت بیگانه بودن و دور بودن از مردم و عرصه اجتماع) و زدوده شدن آن به وسیله انقلاب اسلامی، چنین می فرمایند:

«دانشگاه مجذوب غرب بود و نمی خواست نوآوری بکند، نه این که استاد و دانشجو میل به این معنا نداشتند، فرهنگ غالب بر دانشگاه این فرهنگ بود. فرهنگ وابستگی بود که رژیم شاه هم آن را به شدت ترویج می کرد... انقلاب اسلامی را از این دو آفت بزرگ نجات داد. دانشگاه را خود اندیش، مستقل دارای اعتماد به نفس، دارای قدرت تولید ... تولید فکر و علم قرار داد. این اهمیت خیلی زیادی دارد. من به شما بگویم... اگر از طرف بیگانگان و دشمنان خطری دانشگاه را تهدید بکند، بمباران همین دو مرکز اساسی و مهم است. اعتماد به نفس را از دانشگاهی بگیرند، بخواهند فکرها و تئوری های ترجمه ای را وارد محیط دانشگاه بکنند و به مغز دانشجو و استاد رسوخ دهند و آن ها را از ایمان و دلبستگی های مردم جدا کنند، این آن خطر اساسی است.»

چنین تحولی در حوزه فکر و اندیشه دانشگاه

 

ها، موجب این شد که در عرصه عمل نیز از خود خلاقیت و نوآوری های چشم گیری نشان داده و خودباوری علمی و قدرت استعدادهای نهفته اساتید و دانشجویان ایران اسلامی را به رخ جهانیان بکشاند. کسب مقام اول جهانی در مسابقات روبات امداد در جهان توسط دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، تنها یکی از موارد فراوان این خودباوری علمی می باشد.

در پنجمین دوره مسابقات جهانی و کنفرانس ربوکاپ انجمن هوش مصنوعی که از 13 تا 18 مرداد سال 1380 در شهر سیاتل آمریکا برگزارشد، روبات امداد ساخت دانشگاه صنعتی شریف در لیگا روبات امدادگر از میان پنج روبات از آمریکا، یک روبات از انگلستان به عنوان برترین روبات انتخاب شد و جایزه اول انجمن هوش مصنوعی آمریکا را از آن خود ساخت. در این مسابقات، روبات های امدادگر باید در محیط زلزله زده نا مشخص، ناهموار و بدون حضور انسان قادر به شناسایی محل دقیق مصدومین احتمالی باشد که در این زمینه روبات امدادگر ساخت دانشگاه صنعتی شریف توانست بالاترین تعداد مصدوم را در ناهموارترین محیط شناسایی کند. گستره کاربردی روبات امداد علاوه بر کشف مصدوم، موارد گوناگونی نظیر کشف مین، انجام عملیات شناسایی در مناطق نظامی و مکان های خطرناک برای انسان می باشد. روبات امدادگر دانشگاه صنعتی شریف با مدیریت دکتر امیر حسین جهانگرد استاد دانشکده کامپیوتر و تلاش جمعی از دانشجویان مستعد دانشکده کامپیوتر طراحی و ساخته شده است.

 

 

 

 


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸٧/۱۱/۱٧

افتخارات در عرصه انقلاب اسلامی1

 

افتخارات در عرصه انقلاب اسلامی1

فعالیت های اجتماعی و تحصیلی زنان و دختران

برخی از افتخارات و دستاورد های مهم انقلاب اسلامی ایران، زمینه ساز فکر و اندیشه در حوزه باورها ی اعتقادی شدند. این گونه افتخارت ضمن این که خودشان بسیار ارزشمندند، از سوی دیگر زمینه و بستر لازم را برای تحقق افتخارات دیگری فراهم می کنند. اصولاً تا وقتی که فکر و اندیشه تحول و اصلاح نیافته باشد، عمل و حرکت موثری را به دنبال نخواهد داشت. یکی از این افتخارات ارزشمند انقلاب که مربوط به زنان است، کشیدن خط بطلان بر این تفکر غلط و تبلیغات نادرست بود که دین اسلام و حکومت اسلامی با آزادی و فعالیت های اجتماعی و تحصیل زنان و دختران مخالفت می کند.

رژیم منفور پهلوی و استکبار جهانی خود را طرفدار و حامی فعالیت های اجتماعی و تحصیل زنان و اسلام و انقلاب را مخالف آن معرفی می کردند. حتی پس از پیروزی انقلاب نیز این تبلیغات مسموم از طرف استکبار غرب و رسانه های خبری وابسته به آن ها ادامه یافته و همچنان نیز ادامه دارد.

اما نظام جمهوری اسلامی ایران با توجه به آن چه در افتخارات این بخش ذکر شد، عملاً این تبلیغات کینه توزانه و مسموم را افشا نموده و اثبات کرد که نه تنها مخالف فعالیت های اجتماعی و تحصیل زنان و دختران نیست، بلکه طرفدار و حامی واقعی این امر نیز می باشد و با آن چه مخالف است، فساد و فحشا و استفاده ابزاری از زنان و دختران می باشد که رژیم پهلوی به دروغ نام آن را آزادی زنان و دختران گذاشته بود و خود را به ناحق حامی فعالیت های اجتماعی و تحصیلی آنان تبلیغ می کرد.

جمهوری اسلامی ایران در طی 24 سال گذشته اثبات کرده است که حوزه و دامنه کمی و کیفی تحصیلات زنان و دختران افزایش چشم گیری پیدا کرده است و زنان به دور از فساد و هرزگی و در محیطی سالم و منطقی به فعالیت های اجتماعی گسترده تری نسبت به دوران رژیم پهلوی پرداخته اند. آمار افزایش حضور زنان و دختران در دانشگاه ها، دستیابی آنان به مشاغل مهم و موثر اجتماعی، تربیت فرزندان صالح، شایسته و شجاع برای جامعه توسط مادران قهرمان و ایثارگر، حضور چشم گیر زنان و دختران در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی از قبیل انتخابات، راهپیمایی ها، بسیج، مراکز هنری، فرهنگی و ورزشی، حضور گسترده تر برای تدریس در دانشگاه ها، دبیرستان ها و مدارس دلیل بر صحت این ادعا می باشد. امروز بر زنان و دختران منصف این مرز و بوم اثبات شده است که رژیم پهلوی به دنبال فریب و سوء استفاده از آن ها بوده است و از نظر فکری به این باور و اعتقاد رسیده اند که اسلام عزیز و انقلاب اسلامی هیچ مخالفتی با آزادی های سالم و مشروع و فعالیت های اجتماعی و تحصیلی آنان ندارد و حتی مدافع حقیقی توسعه و گسترش آن نیز است. دستیابی به این اندیشه و باور نه تنها برای زنان و دختران، بلکه برای تمامی مردان مسلمان و باغیرت این کشور نیز بسیار گرانقدر و حائز اهمیت است.

از سوی دیگر این تفکر و اندیشه که عملاً تحقق یافته است، به گوش مردم جهان نیز رسیده و برای بسیاری از مردم مسلمان و غیر مسلمان در سراسر گیتی، تبلیغات مسموم دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی افشا و خنثی شده است. امروز آنان نیز فهمیده اند که اسلام و حکومت اسلامی نه تنها مخالف آزادی سالم و فعالیت های اجتماعی و تحصیلی زنان و دختران نیست، بلکه مدافع واقعی آن نیز می باشد.


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸٧/۱۱/۱٤

نگاهی به مسئله امنیت ملی

مسائل امنیت ملی

 

در این سطور نگاهی به مساله «امنیت ملی» داریم که کمتربه مبانی، آفات و آثار آن توجه شده و بیشتر برای تحریف آنکوشیده و یا از «امنیت ملی» سوژهای برای ملی گرایی و انحرافات انقلاب اسلامی ساخته اند.

در زمینه «امنیت ملی» پرسشهای فراوانی به چشم میخورد که محققان دلسوز و پرتلاش می توانند با روشنگری و تعیین چند و چون آن، برنامه ریزان و مسوولان اجرایی را یاری دهند. براستی امنیت چیست؟ ابعاد و انواع امنیت و نا امنی کدام است؟ امنیت ملی با امنیت منطقه ای و بین المللی چه نسبتی دارد؟ مبانی امنیت ملی چیست؟ آفات و آسیب های امنیت ملی چگونه پدید می آید؟ «امنیت» حق عمومی است، یا به افراد، احزاب و گروهی خاص تعلق دارد؟ امنیت چه کسانی با امنیت ملی سازگاری ندارد؟ «امنیت ملی» ما از کدام مبدا داخلی یا خارجی تهدید میشود؟ نا امنی احتمالی چهره نظامی دارد، یا در شرایط کنونی کشور رنگ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به خود میگیرد؟ وظیفه و نقش مسوولان، مردم و نهادهای اثرگذار مهم جامعه ماننددولت، مجلس، روحانیت، قوه قضائیه، رسانهها و نیروهای نظامی وانتظامی در برابر فعالیتهای ضد «امنیت ملی» چیست؟ معیار و میزان تشخیص اقدام ضد امنیتی کدام است و مسوولان تشخیص آن چه کسانی هستند؟رابطه ایمان و امنیت چیست؟ عدالت با امنیت چه رابطه ای دارد؟نسبت امنیت و خشونت چیست؟

مسائل فوق فهرستی مختصر از صدها پرسش اساسی در قلمرو و مباحث«امنیت ملی» است که در این مقاله تنها به چند مورد آن اشاره میشود.

مبانی امنیت ملی

 

امنیت خواست فطری عموم انسانها و نیاز فراگیر جامع بشری است. امنیت با زندگی انسانها پیوند ناگسستنی دارد. بطوری که اگرمجموع تلاشهای بشر را به دو بخش مهم تقسیم کنیم، نیمی ازکوششهای جامعه بشری برای تامین امنیت فردی و اجتماعی است.پاسداری از «داشته ها» و تامین «خواسته ها» دو عامل مهم تلاشو تکاپو در سراسر جوامع انسانی و در همه ابعاد زندگی است.«بیم و امید» دو موتور محرک انسانهاست.

انسان در برابر هجوم امواج بیم و خطر و آفات و آسیبها وادی«سلامت» ، «امنیت» و «سعادت» را می جوید و در برابر امواج آزمندی و راحت طلبی و فزون طلبی، قله های رفاه و لذت و اقتدار راجستجو میکند. انسان از هر چه بیم دارد می گریزد و به هر چه عشق دارد میآویزد.

و همین دو نیروی «جاذبه و دافعه» بیم و امید میزان حرکت، قدرتت، سرعت، جهت و تکاپوی فرد و جامعه را تعیین میکند.

البته از دیدگاه معارف قرآن و اهلبیت(ع)تا انسان به حرم قدسی«توحید و ایمان» وارد نشود، سیمای زیبای «امنیت» را نخواهددید و تا قله «قناعت و توکل» را فتح نکند شاهد رعنای«اقتدار و بی نیازی» را در آغوش نخواهد کشید.

در همه کشورها، علاوه بر تلاشهای فکری، فرهنگی و ترویج مبانی امنیت، نهادها و موسساتی برای حفاظت و پاسداری از امنیت مردموجود دارد و در کشور ما هم راس مسوولیتها و اهداف تاسیس نهادهای امنیتی و نظامی و انتظامی، پاسداری از جان، مال، عرض وآبرو و حقوق خدا دادی و طبیعی مردم است.

از آنجا که بسیاری دولتهای جهان با شیوه استبدادی و وابسته واستعماری روی کار آمده و بر مردم سلطه یافته اند، معمولا نهادهای نظامی و انتظامی آنان در خدمت امنیت دولت هاست ولی به بهانه حفظ جان و مال و آبرو و حقوق مردم از اموال عمومی حمایت وپشتیبانی می شود.

کشتار، ترور، آدم ربایی، سرقت و غارت، تهدید و ارعاب، تهمت وتوهین و هتک حیثیت و ترور شخصیت، شیوه های گوناگونی نقض «امنیت فرد و جامعه» است.

هر اقدامی که آرامش و آسایش جسمی روحی و آزادیهای مشروع وطبیعی افراد را سلب کند یا اقدامی ضد «امنیت» است و اگر اینکار در سطح ملی و کلان صورت گیرد اقدامی «ضد امنیت ملی» خواهدبود.

زندگی در سایه و همسایگی یکدیگر نیاز به پذیرش مبانی ومقررات مشترک و مورد وفاق دارد.

و کسانی که اندیشه ها و مقررات و رهبری مورد توافقی ندارند،هرگز نمی توانند جامعه واحدی را تشکیل دهند. در جامعه اسلامی مردم عقاید و قوانین و رهبری واحدی را پذیرفته اند. و زندگی درسایه توحید و حق قانونگذاری خدا و قوانین قرآن و رهبری الهی فقیه عادل را برگزیده اند. و در غم و شادی یکدیگر و رنج وراحت هم خویش را سهیم میدانند و جان و مال و آبرو و آزادیهای یکدیگر را محترم و مقدس می شمارند و نه تنها انسان را گرگ انسان نمی دانند. بلکه مسلمان را کسی میدانند که مردم از دست و زبانشایمن باشند و رابطه افراد در جامعه اسلامی رابطه برادری، دوستی و پیوند دلسوزی و محبت طرفینی است که هاله ای از عشق الهی آن رااحاطه کرده است.

اگر رابطه بین انسانها را به چهار نوع زیر بتوان تقسیم کرد،پیوند مردم در جامعه اسلامی از نوع چهارم است: 1- ترس و بیم متقابل 2- احساس امنیت متقابل 3- احساس ترحم متقابل 4- عشق متقابل در اندیشه اسلامی «امنیت» مسلمانان مولود عقل حسابگر وامنیت برخاسته از ترس و «امنیت پا یا پای» اقتصادی نیست. بلکه بسان امنیت کودک در آغوش پر محبت مادر است و احاد مردم وملت و دولت در نظام اسلامی عاشق و شیدای یکدیگرند و رشته پدر ومادری و مادر و فرزندی و «اخوت اسلامی» آنان را به یکدیگرپیوند میدهد. یاد شهید رجائی بخیر که میگفت: «من(فرزندملت)برادر(رئیس جمهور)، و(مقلد امام)هستم

در جامعه اسلامی، امنیت حق ویژه هیچ صنف و قشر و نهاد و گروه و حزبی نیست.

هیچکس به دلیل مرکز نشینی و داشتن پول و پارتی و بلندگو یتبلیغاتی از امنیت بیشتر و امتیاز افزونتر برخوردار نمیشود.

کارگزاران و کشاورزان به همان میزان امنیت جانی و مالی وعرضی و شغلی دارند که روزنامه نگاران و وزیران و وکیلان. جان ومال و آبرو و حقوق اجتماعی همه مسلمانان و همه کسانی که صادقانه نظام و قوانین کشور اسلامی را پذیرفته اند محترم است،اما در عین حال جو سازی و تبلیغ و جاسوسی علیه اسلام و نظام اسلامی و تلاش برای سلب اعتبار و ایجاد اختلاف و پاشیدن بذر یاسو بدبینی بین امت اسلام و همکاری عملی و تبلیغی با دشمنان مسلمین جرمی بزرگ و عامل سلب امنیت از جاسوسان و اختلاف افکنان و توطئه گران میشود.

هر کس به نسبتی که «امنیت اجتماعی» را سلب میکند، باید ازاین نعمت بزرگ محروم شود. توحید، چتر امنیتی خدا بر فراز جامعه اسلامی است. هر کس حق قانون گذاری خدا و واقعیت خدا را در جامعه اسلامی نفی کند، حق بر خوردی از چتر امنیتی خدا را ندارد. مروجان و مبلغان اندیشه های الحادی در جامعه اسلامی «حق حیات»ندارند. نمیتوان هم چتر امنیتی توحید را پاره کرد هم در سایه آن زندگی نمود. نمیتوان هم قلعه توحید را ویران کرد، هم در آندر آسایش و راحت زیست.

در روایات اسلامی، «توحید» و «ولایت» به عنوان چتر حفاظتی و امنیتی خدا بر سر جامعه شناخته شده است:

کلمه لا اله الا الله فمن دخل حصنی امن من عذابی ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی آمن من عذابی

هر کس در تخریب دژ امنیتی خدا بکوشد، جان و مال و آبرو وحقوق اجتماعی خود و دیگران را با خطر مواجه ساخته و نمی تواند از «امنیت ملی» برخوردار شود.

هر کس توحید و حاکمیت دین خدا را انحصارطلبی معرفی کند وخواهان شرک و مشارکت در حقوق خاص خدا باشد، باید بداند این کارایجاد رخنه در «دژ امن توحید» است و با رقابت با خدا و نفیحق حاکمیت او نمیتوان در سایه توحید زیست.

منادیان «راه پیمایی علیه خدا» بدانند، با نفی و ایجاد شکو تردید و تحریف دین خدا، دستاوردی جز فقر و وابستگی و ناامنی و بی عدالتی برای خود و دیگران بدست نمی آوردند و اگر «امنیت ملی» در سایه توحید نباشد، امنیت در سایه طاغوتها و آمریکا چیزی جز آرامش بره در چنگال گرگ و سکوت جوجه در دهان روباهنیست.

خدا قویترین پشتوانه «وحدت» و «عدالت» و «امنیت» است. بدون ایمان به قرآن و اسلام و رهبری مورد قبول اسلام و مسلمین هیچ کس در این کشور امنیت ندارد.

 


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸٧/۱۱/۱۳

نسخه فرهنگی امنیت ملی

   اشاره: مقاله پیش رو سعی دارد با روشی استراتژیک زاویه جدیدی از امنیت ملی کشور را مورد بازخوانی قرار دهد. از دیدگاه مؤلف ، مواجهه با تهدیدات فرهنگی مستلزم تغییر ساختار نظام امنیت ملی و نگاهی مجدد به جایگاه فرهنگ در این ساختار می باشد.

 

بررسی چالش‌های گذشته ، حال و آینده ، در هنگام مطالعه مقوله امنیت ملی جمهوی اسلامی همواره حائز اهمیت بسیار بوده است. مقاله پیش رو سعی دارد با روشی استراتژیک زاویه جدیدی از امنیت ملی کشور را مورد بازخوانی قرار دهد. از دیدگاه مؤلف ، مواجهه با تهدیدات فرهنگی مستلزم تغییر ساختار نظام امنیت ملی و نگاهی مجدد به جایگاه فرهنگ در این ساختار می باشد.توجه شما را به مطالعه این رویکرد نوین جلب می کنیم.

 

امنیت، در لغت به حالت فراغت از هرگونه تهدید یا حمله و آمادگی جهت رویارویی با آنها اطلاق می‌شود.[1] معمولاً در علوم سیاسی و حقوق، امنیت به پنج بخش: امنیت فردی، اجتماعی، ملی، بین‌المللی و امنیت جمعی

(Colective Security) تقسیم می‌شود.

 امنیت ملی، که در این گفتار به آن خواهیم پرداخت به حالتی اطلاق می‌شود که در آن هر ملتی فارغ از تهدیدٍ تعرض به تمام یا بخشی از جمعیت، دارایی، یا خاک خود به سر می‌برد. [2]

 

از این منظر، بررسی ساختار امنیت ملی یکی از موضوعات بین‌رشته‌ای[3] به شمار می‌رود که تاکنون در کشورمان تحقیقات قابل توجه‌ای درباره آن صورت نگرفته است. بدون تردید، ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مستمراً با چالشها و تهدیدات مخاطره‌آمیز مواجه بوده و از این لحاظ، همواره تعریف و تامین امنیت ملی، موضوعی حائز اهمیت در نظر گرفته شده است.

 

واقعیت تلخ آن است که، تاکنون در مجامع داخلی هیچ تعریفی از امنیت ملی که مورد توافق همگان باشد، ارائه نشده و طی این سالها، عمدتاً این مقوله در چارچوب ملاحظات نظامی و انتظامی مورد توجه بوده است. این در حالی است که مطمئناً می‌توان تعریفهای دقیقی با در نظر گرفتن ابعاد امنیت ملی از آن ارائه کرد به نحوی که تمرکز مسئولیت حراست از امنیت کشور، صرفاً بر روی نیروهای نظامی و امنیتی قرار نگیر.

 

به عبارت دیگر، باید تعریفی از امنیت ملی ارائه کرد که سهم اندیشه و فرهنگ در آن به صورت دقیق مشخص شده باشد. البته تلاشهایی از این دست در برخی کشورهای توسعه یافته جهت ارائه تعریفی جامع از امنیت انجام پذیرفته است. برای مثال، دانشکده دفاع ملی کانادا امنیت ملی را چنین تعریف می‌کند: «امنیت ملی، حفاظت از شیوه پذیرفته شده زندگی مردم است که با نیازها و آرمانهای مشروع دیگران نیز سازگار می‌باشد. امنیت، شامل فارغ‌بودن از حمله نظامی یا فشار، آزادی از انهدام داخلی و رهایی از زوال ارزشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای نحوه زندگی، اساسی است.» [4]

 

اما درخصوص انقلاب اسلامی باید گفت این حرکت که تحقیقاً بیشتر یک انقلاب فرهنگی است، همواره از همین زاویه فکری ـ فرهنگی نیز مورد تهدید واقع شده است. این تهدید به ویژه پس از پایان جنگ تحمیلی روند فزاینده‌ای به خود گرفته است. همچنین شواهد گویای این مهم است که انقلاب اسلامی در دهه آینده و به ویژه با ظهور نسلهای جدید، با چالش‌های فکری ـ فرهنگی جـّدی‌تری مواجه خواهد بود که این وضعیت صرف‌نظر از تأثیر پروسه ارتباطات و اطلاعات جهانی بر آن، عمدتاً با مقاصد شیطنت‌آمیز، از سوی شبکه‌های مخالف خارجی و داخلی طرح‌ریزی گردیده است.

 

بنابراین می‌توان تعریف تازه‌ای از طرح امنیت ملی ارائه کرد که شامل موقعیت خاص کشورمان نیز باشد: طرحی که منابع و امکانات مادی و معنوی کشور را به منظور حفظ، حراست و ترویج منافع ملی، ارزشهای انقلاب اسلامی و فرهنگ ملی و دینی، بسیج و سازماندهی می‌کند. طبعاً این طرح باید مبتنی بر اصولی روشن و مجاب‌کننده باشد تا بتواند به مثابه نیرویی هدایت‌کننده در بخشهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی کشور، عمل کند. هنگامی که این اصول شناخته شدند، باید از آنها نه تنها در جهت مشخص‌کردن اولویتهای منافع ملی، بلکه علاوه بر آن همچون شیوه‌ای جهت تصمیم‌گیری درخصوص چگونگی حفاظت از این منافع در برابر تهدیدات معین نیز بهره جست.

 

هدف از طراحی شیوه مذکور، انضباط و قدرت بخشیدن به این تصمیم‌ است که در جمهوری اسلامی، چگونه، کجا و تحت چه شرایطی باید امکانات مختلف را به کار بست؟

 

 

این کوتاه نوشته، بدون انگیزه سنجش قدرت ملی در حوزه فرهنگ و با پیش‌فرض‌ قراردادن اولویت‌مند‌بودن این دیدگاه در امنیت ملی کشور، درصدد نگاهی راهبردی به امنیت ملی از زاویه فرهنگ است.

 1.

علل بی‌‌سهم‌ماندن فرهنگ در امنیت ملی:

 

به نظر می‌رسد، در کشور ما تاکنون مفهوم امنیت ملی با تحولات جهانی رشد نیافته و همچنان در قالب رویکردهای سنتـّی مطرح می‌شود. وقتی سخن از دانش امنیت ملی به میان می‌آید، تصور بر این است که باید آن را صرفاً در مراکز و دانشکده‌های نظامی و امنیتی جستجو کرد. متاسفانه در مراکز تصمیم‌گیری فرهنگی و حتی مجامع عالی امنیتی، نگاه فرهنگی به امنیت از جایگاهی شایسته‌ای در ساختار نظام امنیت ملی کشور برخوردار نیست. صرف‌نظر از این واقعیت تماس و برخورد غیرفرهنگی با مقوله‌های فرهنگی، موضوعی است که همواره کشور ما را در برابر تهدیداتی از این نوع آسیب‌پذیر ساخته است. این معضل علاوه بر فقدان اعتقاد به وجود تهدید جدی فرهنگی، در فرضی خوش‌بینانه، به خلأ برآورد ملی از تهدیدات و خطرات فرهنگی باز می‌گردد. بنابراین، باید پذیرفت که فرایند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در این زاویه، می‌بایست با نگاهی کاملاً تخصصی توام باشد و قطعاً نمی‌توان با فرمولها یا نسخه‌های نظامی و امنیتی ]به معنای متعارف در ایران[ با تهدیدات فرهنگی مقابله‌ای مؤثر کرد. بر این اساس، شش ضعف اساسی ذیل در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، قابل توجه می‌باشد:

 1-

فقدان اعتقاد به وجود تهدید امنیتی جدید از زاویه فرهنگی (فقدان درک دقیق از مفهوم و مراتب تهاجم فرهنگی)

 2-

عدم توجه به فرهنگ در تعریف امنیت ملی به جهت رشد نامتوازن این مفهوم همگام با تحولات جهانی.

 3 -

فقدان برآورد ملی از مخاطرات و ترسیم ابعاد و دامنه تهدیدات فرهنگی.

  4-

عدم مواجهه تخصصی با مقولات فرهنگی در حوزه امنیت ملی (جمع‌آوری اطلاعات، پردازش، تئوری‌سازی، تعیین استراتژی، تاکتیک، برنامه و اجراء).

 5-

فقدان قدرت و اقتدار در متولیان و هماهنگ‌‌کننده‌گان فعال امور فرهنگی.

 6-

عدم گسترش دانش امنیت بیرون از دایره عناصر نظامی و امنیتی (فقدان مشارکت‌پذیری در تامین امنیت ملی).

 2.

لزوم برخورداری از دانش عملیاتی استراتژیک [5]

 

بی‌تردید امروزه در فضای انقلاب اطلاعاتی، امنیت ملی رابطه تنگاتنگی با فناوری اطلاعات دارد. دارندگان این فناوری، در صورتیکه از دانش عملیاتی استراتژیک نیز برخوردار باشند، همواره از قدرت برتر در تأمین امنیت ملی بهره‌مند می‌شوند. تصمیم‌گیرندگان و سیاست‌گذاران، پس از تعریف دقیق دامنه امنیت ملی، اطلاعات و داده‌ها را جهت تصمیم‌گیری و اقدام، سازماندهی و تنظیم می‌کنند. [6] نباید فراموش کرد که این مرحله، یعنی ورود و سازماندهی اطلاعات یک عملیات رشته‌ای و بعضاً بین‌رشته‌ای است که می‌بایست کاملاً در فضای تخصصیِ مرتبط با آن انجام گیرد؛ چرا که در غیر این صورت اطلاعات و داده‌ها فاقد ارزش خواهند بود. پس از این مرحله، نوبت به پردازش اطلاعات می‌رسد. این پردازش، محور تعیین‌کننده‌ای در مراحل پیشینی برای اتخاذ یک تصمیم صحیح و به موقع قلمداد می‌شود. معمولاً پردازش سطحی و کم‌عمق که از جامع‌نگری نیز بی‌بهره‌ است، تصمیم‌گیرنده‌گان را با اشتباهات فاحشی مواجهه می‌کند.

 

دانش عملیاتی استراتژیک، در واقع طراحان امنیت ملی کشور را با فرایند صحیح عملیات در حوزه امنیت ملی و شیوه‌های مقابله با چالشهای حال و آینده بیشتر آشنا می‌سازد.

 

با این وجود این دانش در کشور ما عمر بسیار کوتاهی دارد و فارغ‌التحصیلان این رشته کم تعداد و اغلب فاقد تجربه کافی می‌باشند، لذا تقویت این رشته، به‌ویژه توسعه آن در مقوله فرهنگ و عناصر فرهنگی، بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

 3-

گامهای نخست در تدوین برنامه استراتژیک :

 

علاوه بر تلاشهای گسترده و مهمی که باید به منظور رفع نقایص و کاستیهای موجود و جهت مقابله با تهدیدات کنونی یا در حال ظهور علیه کشور در حوزه فرهنگ انجام شود، می‌بایست چهار اقدام مقدماتی، به مثابه گام‌های نخست برای تهیه یک برنامه استراتژیک در حوزه فرهنگ پیش‌بینی شود. نباید فراموش کنیم که متأسفانه هنوز استراتژیهای قابل قبولی برای مواجهه صحیح و به موقع با چالشهای فرهنگی در کشور وجود ندارد و طرحها و برنامه‌های فرهنگی دستگاههای مختلف کشور، اغلب غیرمنسجم، ناهماهنگ و حتی بعضاً متناقض و ضدامنیت ملی می‌نماید. در هر حال، این چهار اقدام اصلی عبارتند از: ارزیابی امکانات و قابلیت‌های فکری ـ فرهنگی بالفعل و بالقوه، شناسایی منابع و شناخت روش‌ها و انتخاب ابزارها.

 

در طی این مطالعه، اولاً: نقاط ضعف و قوت به‌ویژه در بخش منابع آشکار خواهد شد، ثانیاً: کارآیی و کارآمدی روشها و ابزارها نیز مشخص شده و ما را به سوی تهیه طرحی جهت ایجاد قابلیتهای متناسب با سطوح تهدید و اقدام رهنمون خواهد ساخت. باید توجه داشت که پیش از قابلیت‌افزایی و به عبارتی تقویت پی‌ساختها، ورود عجولانه به صحنه عملیات در خوش‌بینانه‌ترین نگرش، تأثیرات مقطعی و در نگاهی واقعیت‌انگارانه، پیامدهایی مخربی در پی‌ خواهد داشت.

 4.

سهم بودجه امنیت ملی در حوزه فرهنگ:

 

علاوه بر ضرورت سازماندهی و اولویت‌بندیِ بودجه فرهنگی کشور در طرح جامع امنیت ملی، می‌بایست دو نگرش سنتـّی موجود در بودجه نیز مورد بازخوانی قرار گیرند. یک: آیا بودجه دفاعی کشور، باید صرفاً شامل فعالیت‌های نظامی شود؟ دو: آیا بودجه فرهنگی در حوزه دفاع ملی، می‌بایست لزوماً در فضای نظامی و امنیتی ]به معنای متعارف در ایران[ تعریف و مصرف گردد؟ برای روشن‌تر‌شدن دو نگرش فوق، لازم است توضیح مختصری ارائه شود. فرض کنید تمام فعالیتهای نظامی و انتظامی کشور در مسیر برقراری ثبات، امنیت و اقتدار ملی است. حال اگر معتقد باشیم که ثبات و امنیت کشور به صورت تدریجی و پنهان از زاویه فرهنگی در معرض تهدید جدی است، آیا حاضریم ده درصد از بودجه دفاعی کشور را صرف امور دفاعی یا بازدارنده در عرصه فرهنگی کنیم؟ حال اگر قرار شد، این بودجه به این امر اختصاص یابد، کجا، توسط چه بخشی و چگونه باید توزیع و مصرف گردد. برای مثال آیا باید نیروهای نظامی مبادرت به ایجاد بخشهای فرهنگی کنند؟ و یا دفاع و بازدارندگی در این عرصه، می‌بایست در یک محیط غیرفرهنگی طراحی و اجرا شود؟ به نظر می‌رسد، یکی از فوائد تهیه طرح جامع امنیت ملی، مشخص‌شدن سهم واقعی هر بخش در این طرح و نیز اصلاح نگرشهای سنتـّی به مقوله امنیت است که نهایتاً می‌تواند ما را به یک تصمیم‌گیری صحیح رهنمون سازد.

 5.

ضرورت تحول در دکترین استراتژی امنیتی:

 

در موقعیت تهاجم فرهنگی، دفاع تنها گزینه برای مقابله قلمداد می‌شود ولی در درازمدت، دفاع به تنهایی قادر به مقابله مؤثر با گسترش عمیق تهدیدات نیست. صرف‌نظر از اینکه انفعال نوعی قرارگرفتن در موضع ضعف می‌باشد مدافعین را از جهت روحیه نیز تدریجاً دچار ضعف خواهد کرد. لذا بهترین مواجهه با تهدیدات فرهنگی، دفاع در کنار اتخاذ موضعی فعال است که ما از آن به اقدامات بازدارنده با هدف ایجاد مصونیت نام می‌بریم. برای طراحی و شکل‌گیری سلسله اقدامات بازدارنده، تقویت ورودی و پردازش اطلاعات با انگیزه گمانه‌زنی درباره آینده کاملاً ضروری است. مجدداً باید یادآور شد که گمانه‌زنی درباره آینده یک پروژه پژوهشی است که باید در حوزه تخصصیِ مرتبط و از سوی متخصصان همان رشته صورت گیرد. ذیلاً به دو نمونه از اقدامات بازدارنده مؤثر اشاره خواهد شد که می‌تواند از جایگاهی ویژه‌ در ساختار نظام امنیت ملی کشور برخوردار گردد.

 

تولید علم و نظریه‌پردازی:

 

موضوع ضرورت ایجاد «جنبش» تولید علم و نظریه‌پردازی که نخستین‌بار نزدیک به دو سال و اندی پیش، از سوی رهبر معظم انقلاب، مطرح و پیگیری شد، می‌تواند یک استراتژی بازدارنده و پیشرو در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد.

 

امروز عمده رقابتهای قدرتهای جهانی از طریق تولید و عرضه علم و فناوری صورت می‌گیرد و برخورداری از علم و فناوری یکی از امتیازات اساسی در این رقابتها محسوب می‌شود. اما باید توجه داشت که موضوع تولید علم، فناوری و نظریه‌پردازی، صرفاً در حوزه علوم طبیعی، فنی و علوم مشابه محدود نمی‌شود، بلکه به صورت هم‌عرض و بلکه با مراتبی حائز اولویت، در حوزه علوم انسانی نیز متبلور می‌گردد. در این میان، در کشور ما به اقتضای اهداف انقلاب اسلامی و نوع تهدیدات گذشته و پیش‌ رو، طراحی و تئوری‌پردازی در علوم انسانی و دین‌پژوهی از اهمیت خاصی برخوردار است. تولید علم و نظریه‌پردازی در کشور ما در حالی به عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود که: 1- قابلیت و پتانسیل آن در ایران به ویژه در زمینه نیروی انسانی مستعد و با انگیزه، در حد قابل توجه‌ای وجود دارد. 2- تولید علم و نظریه‌پردازی به سرعت کشور را در حوزه علوم تجربی و اندیشه‌سازی از موضع انفعال خارج و در موضع فعال قرار خواهد داد. 3- بسیاری از تهدیدات جهانی علیه ایران خنثی و یا کمرنگ خواهد شد. 4- به تدریج بسیاری از محدودیتهای ناشی از تحریمهای اقتصادی علیه کشور مرتفع خواهد شد. 5- ایران در مواجهه با پروژه جهانی‌شدن، ضمن حفظ استقلال، قدرت رقابت و بازیگری بیشتری خواهد داشت. 6- انقلاب اسلامی ایران از جهت فکری، قدرت رهبری مطلق جهان اسلام را به صورت دو چندان به دست خواهد آورد. 7- بسیاری از منازعات سیاسی بی‌ثمر داخلی در مسیر جنبش تولید علم به سمت سازندگی، رفع معضلات اساسی و به عبارت دقیقتر همان وفاق ملی، تغییر خواهد کرد.

 

با وجود اهمیت موارد هفتگانه فوق، تولید علم و نظریه‌پردازی هنوز در ساختار تعریف امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارد و سهم مراکز پژوهشی در اولویتهای امنیتی و بودجه امنیت ملی نزدیک به صفر است.

 6.

صدور انقلاب:

 

صدور انقلاب، یکی از استراتژیهای موفقِ دهه نخست انقلاب، چندی است به علل ضعف نگرش و مدیریت، در چهارراه تردید قرار گرفته و با ملاحظات یک‌‌سویه سیاسی، به امری حاشیه‌ای بدل گردیده است. برخی صاحب‌نظران دلیل این اُفت یا توقف را کاهش زایندگی فکری در حوزه علوم انسانی کشور تفسیر کرده‌اند. اما باید گفت که این یک برداشت ناقص و ناشی از نوعی فقدان برآورد از تحولات فکریِ ایران طی ربع قرن اخیر است که هر چند ناکافی اما قابل توجه می‌باشد. چه بسا تلقی اشتباه از صدور انقلاب در داخل به خاطر روش‌شناسی غیردقیق، ناکامی در برخی برنامه‌ها یا عدم ترسیم ابعاد و دامنه تأثیرگذاری انقلاب در بیرون مرزها، پیوند این مقوله با چارچوبهای سیاسی و یا اقدامات رعب‌انگیز غرب برای جلوگیری از گسترش تفکر انقلاب اسلامی در جهان، موجب عدم گسترش هدفمند این طرح شده باشد ولی در هر صورت، صدور انقلاب همچنان می‌تواند به عنوان یک استراتژی بازدارنده در مواجهه با تهدیدات بین‌المللی علیه منافع و امنیت ملی کشور در نظر گرفته شود. باید توجه داشت، بدون وجود این اعتقاد در کارگزاران فرهنگی که انقلاب اسلامی به عنوان یک قدرت برتر فکری ـ فرهنگی قادر به ایفای نقش اساسی در شکل‌گیری وضعیت آینده جهان خواهد بود، استراتژی صدور انقلاب، با ثمربخشی کامل همراه نخواهد بود. در پایان باید گفت که صدور انقلاب در حوزه امنیت ملی، می‌تواند فوائد ششگانه ذیل را برای کشور به همراه داشته باشد: یک: خروج کشور از انزوای تحمیلی، دو: افزایش رو به گسترش قدرت بازدارندگی امنیتی، سه: برخورداری از سهم متناسب در جهان برای جهت‌دهی به سیاستهای بین‌المللی در مسیر منافع ملی، چهار: رهبری و هدایت جهان اسلام در مسیر اهـداف انقلاب اسلامی، پنـج: مبارزه موثر نسبت به گسترش مرزهای جهانی‌شدن در ایران و جهان اسلام، شش: کاهش تهدیدات علیه امنیت جهان اسلام.

--------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت ها

:

[1]

دانشنامه سیاسی، داریوش آشوری، ص 38 .

[2]

همان، ص 39.

[3]-Interdiseiplinary

[4]-

نیم‌نگاهی به مفهوم امنیت، دکتر مهرداد میرعرب، ترجمه: دکتر عبدالقیوم سجادی، فصلنامه‌ علوم سیاسی، ش 9

 

 

 


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸۳/٤/٥

وصيت

سردار شهيدابو عمار : ما از عمرمان بهره اي به اسلام نداده ايم شايد اين خون ثمره اي باشد براي اسلام عزيز و اين خونها كه هديه ات مي كنيم اي خداي رحمان كرامت كن و پذيرايمان باش

 سردار شهيدمحمد حسن طوسي:انقلاب اسلامي ما در يك برهه اي از زمان واقع گرديد كه به جرأت مي توان گفت كه تمام اسلام در مقابل تمامي شرك و كفر واقع گرديده كه پيروزي انقلاب باعث احياء  اسلام در تمام دنيا و شكست  آن باعث شكست اسلام خواهد شد . پس بايد همه دست بدست هم در صراط مستقيم  و پيرو امام به حركت ادامه دهيم .      


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران

۱۳۸۳/٢/۱۸

روزشمار يك فرمانده

روزشمار يك فرمانده

 اشاره : از سالنامه اي كه از شهيد جعفر خنكدار فرمانده دسته 2 از گروهان شهيد بهداشت جمعي گردان حمزه سيد الشهدا (لشگر ۲۵ کربلا - مازندران)به جا مانده، يادداشت هايي را براي شما انتخاب كرده ايم كه خواندن آن را به شما توصيه مي كنيم . اين شهيد والا مقام در تك عراق ــ جزيره مجنون ــ  در 4/4/67 به درجه رفيع شهادت نايل آمد و پيكر مطهرش بعد از هفت سال توسط گروه تفحص شناسايي شد وبه وطن بازگشت . روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

29/ تير/66

در ساعت 7:50 دقيقه ي شب براي بچه هاي دسته جلسه گذاشتيم و در مورد اخلاق اسلامي در چادر ، بين بچه ها،و برخورد نيروها با هم ، احترام به هم ديگر گذاشتن ، صحبت كرديم.

ــ در مورد معنويات ، در مورد نماز جماعت كه بايد در چادر نماز برقرار باشد.

ــ ناهار و شام حتما بعد از نماز باشد.

ــ در مورد حاضر شدن در صبحگاه راس ساعت 5:20 دقيقه ، حتما بايد در جلوي چادر هايشان به خط شوند.

ــ تعيين آرپي جي زن و تير بارچي ـ برادران ا دهمي ، خوشه و ساداتيان آرپي جي زن

و برادران يزداني و غريبي تير بارچي معرفي شدند ــ

جهت همكاري با مسوول دسته صحبت شده و در مورد جلسه قرآن اين كه بايد هر روز صبح بعد از صبحگاه و صبحانه كلاس قرآن برگزار شود.

1/مرداد/66

  ــ درمورد دعا و معنويات در دسته و يا در سطح گروهان و گردان

ــ در مورد پذيرش و به عضويت در آمدن سپاه

ــ در مورد نوشتن نامه و تشويق نيروهاي پشت جبهه و توضيح ندادن اسرار نظامي و در مورد رزم شبانه و پوشيدن لباس در شب . نيرو نبايد درشب با زيرشلواري و لباس شخصي بخوابد . در روز نيرو نبايد در محوطه گردان با لباس شخصي ، شلوار كردي و پيراهن و زير پوش دور بزند.

ــ برخورد درست با نيرو و روشن كردن وضعيت نيرو و جذب نيرو

ــ مقام دادن به نيرو، احترام به نيرو و احترام متقابل نيرو به مسوول دسته

ــ مسئله پياده روي در روز و شب و گفتن مسايل نظامي

ــ به گفته شهيد ي  دسته مثل خانواده است ؛ ولي خانواده مسوول دسته و ديگران فرمانبر اويند .

ــ در مورد بمباران هوايي دشمن و سريع پناه گرفتن

ــ در مورد مرخصي و اجازه گرفتن و ديگر مسايل مربوط به مرخصي

ــ معنويات در چادر ، انضباط در كلاس و چادر، احترام كردن به  فرمانده و گوش دادن به انتقاد يا پيشنهاد در هر رابطه كه مي باشد.

ــ اجازه گرفتن از مسوول دسته يا جانشين يا معاون دسته به هركجا كه مي روند ، حتي به گروهان يا گردان هاي ديگر ، در رابطه با به خط شدن براي كلاس.

  6/ مرداد/66

بسم الله الرحمن الرحيم

 جلسه اي در چادر گروهان با  آياتي چند از كلام الله مجيد كه توسط يكي از برادران خوانده شد ، آغاز و بعد مسوول گروهان  ــ برادر هدايتي ــ  مطالبي را بيان كردند.

ــ هر روز بعد از نماز صبح زيارت عاشورا

ــ در عبادت ها دقت بشود تا معنويات بالا برود

ــ در رابطه با پوشيدن لباس نظامي و فرستادن دو نفر نيرو براي آموزش دوشكا و خمپاره

ــ در رابطه با نگهباني چادرهاي گروهان و اهميت دادن به شركت درآموزش .

بعد برادر منصوري مسوول دسته يك در رابطه با نيروهاي دسته  اش چند تذكر دادند وگزارشي نيزاز كار نيروهايش به اطلاع مسئول گروهان ارايه دادند.  

15/مرداد/66

ــ در مورد معنويات و عبادات درداخل چادر وجاهاي ديگر

ــ در مورد خليج فارس و سخنان آقاي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در اعلام آمادگي نيروها و سازماندهي جهت عمليات

ــ در مورد احترام به يكديگر و حفظ حرمت ديگران

ــ در مورد سيگار كشيدن و غيره

ــ در مورد شوخي زياد در چادر به خصوص در وقت غذا، برادرها از صحبت و شوخي كردن  در وقت خوردن غذا جدا“ خودداري كنند .

 ــ در مورد  پوشيدن لباس در صبحگاه  و در محوطه گروهان و گردان

 ــ در مورد 300 صلوات در  هفته ، براي هر نيرو .

ــ در آخر تاكيد به خواندن دعا و خواندن نوحه و سينه زني .

29/ مرداد/66

ــ در رابطه با جنگ و مسايل  حاشيه آن

ــ در رابطه با اسلحه و شوخي يا بازي نكردن با آن

ــ در مورد مانور امشب ، در مورد مريضي و يا احياناً چيزهاي ديگر

ــ در مورد صلوات ، در مورد بي سيم چي ، در مورد اطاعت پذيري

7/ شهريور/66

 تذكرات فرمانده گروهان :

ــ ابتدا موشكافي مسئله جنگ و موقعيت فعلي

ــ برخورد صحيح با نيروها

ــ درمورد دريافت وسايل تداركاتي اول جانشين و مسئول دسته را در جريان بگذارند

ــ در مورد مرخصي رفتن ، نيروها حق رفتن به چادرفرماندهي گروهان  را ندارد

ــ شوخي نكردن در بين نيروها و نيرو هم در داخل چادر حق شوخي ، كشتي گرفتن و يا خداي نكرده حرف هاي زشت را ندارد .

ــ مسئله معنويات و عبادات و ذكر خدا و صلوات ، در هفته

ــ در مورد پوشيدن لباس و در مورد سيگاري ها نبايد فعل گناهي را انجام دهند

ــ در مورد ورزش و فوتبال

ــ مسئله صبحگاهي و به خط شدن نيرو در سر وقت

ــ مسئله بمباران هوايي و ساختن جان پناه

ــ خواهش در مورد نظافت دستشويي

14/ شهريور/66

ــ درمورد اعلام آمادگي  به فرماندهي گردان و لشكر جهت شركت در عمليات

ــ آماده بودن نيروها از لحاظ سلاح و تجهيزات انفرادي

ــ آمادگي جهت يك راه پيمايي سخت و دشوار و بزرگ

ــ ماموريت امشب و جلوداربودن دسته ي ما ، مواظب بودن خودشان در مانور. خفه كردن آتش دوشكا و تير بار، برخورد صحيح با اسرا و افرادي كه احيانا“ اسير مي شوند

ــ در حين مانور، گفتن ذكر خدا و صلوات بر پيامبر

ــ به صورت گروه بندي و تيم بندي بايستي حركت نمايند و همه بايد مسوول دسته ،جانشين و معاون وحتي مسوول گروه و تيم خود را بشناسند .

ــ پيام را درست فرستادن و گوش دادن به حرف مسوولين و رعايت فاصله و درست انجام  دادن حركت در شب ، مانند نشستن و خوابيدن .

19/ شهريور/66

1 ــ در مورد معنويات و مسايل اخلاقي . درست برخورد كردن با همديگر ( مسوولين ) و برخورد صحيح با نيروها

2ــ  كنترل كردن نيروها و جذب نيرو براي جبهه ها

3ــ حفظ شخصيت خود و ديگران . با نيرو بايستي خوب برخورد كرد.

4ــ هدف از آمدن  به جبهه ، اول اين كه خودمان را بسازيم

23/ شهريور/66

1ــ معرفي نيروها

2ــ صحبت در مورد مسايل نظامي و رسيدگي به كارهاي شخصي و جمعي

3ــ بالابردن معنويات در عرض چند روز مانده به عمليات. برخورد صحيح و درست داشتن قبل از حركت

4ــ بالابردن معنويات و خواندن قرآن و زيارت عاشورا و دعاهاي ديگر

 5ــ گرفتن تجهيزات و ديگر وسايل انفرادي لااقل تا ظهر امروز

6ــ تراشيدن موي سر و صورت جهت شركت در عمليات

7ــ چك كردن وسايل شخصي و نظامي          

29/ شهريور/66

توجيه كردن نيرو در رابطه با مسايلي كه گفته مي شود

1-   مسئله حفاظت و رعايت اصل « نمي دانم »

2-   از نظر حفاظتي شلوار را توي جوراب نگذارند و زانوبندها را نبايد روي شلوار بگذارند چون اين موضوع در لشكرمد شده و دشمن مي فهمد لشكر 25 كجاست.  

3-   منطقه اي كه ما مي خواهيم برويم به دشمن خيلي نزديك است احتمال آمدن خمپاره است و براي هر مسئله اي جمع نشوند .

4-   ماسك و فيلترــ احتياط كردن در مورد بمباران شيميايي

5-   كليه وسايل تداركاتي ، قاشق ، ليوان، كاسه ،  كتري ، چراغ ، فانوس ، چهار عدد پتو براي هر نفرــ آمار دقيق نيروها

6-   لباس هاي زير و گرمكن و لباس كار براي خودشان به محور جديد ببرند . بادگير استفاده نكنند تا موقعي كه به محور جديد برويم و كليه وسايل تداركاتي را به تداركات تحويل دهيم. زمان حركت فردا صبح بعد از نماز . تمام وسايل بايد قبل از حركت آماده باشد .

بچه هايي كه پلاك ندارند بايد خيلي سريع به تعاون بروند. بعد از گروهان شهيد مكتبي نوبت به تحويل وسايل گروهان ماست .

30/ شهريور/ 66

 امشب در خلوت چادر يا بهتر بگويم در خلوت سنگر در كنار بهترين عزيزانم نشسته ام و با معشوق خودم كه خدا باشد ، خلوت كرده ام . همين را بگويم كه خيلي دلم گرفته، نمي دانم چه بنويسم ، خدا مي داند كه اين قلم خودش حركت مي كند و بر دفتر مي نويسد . نمي دانم چه بنويسم همين قدر بگويم كه دلم  مي خواهد گريه كنم . دلم مي خواهد داد بزنم . دلم مي خواهد به دور  از عزيزانم ، دوستانم و هم سنگرانم گريه كنم. دلم مي خواهد براي بهترين يارم غلام فلاح نژاد گريه كنم . خدايا ! عقده ها در دلم سنگيني مي كند ، نمي دانم چرا وقتي به چهره هاي نوراني و معنوي برادراني كه در كنارم نشسته اند نگاه مي كنم، حال ديگري به من دست مي دهد. نمي دانم چرا وقتي به خلوت گردان ، به خلوت چادر نگاه مي كنم، وقتي جاي غلام ها و حسين ها را خالي مي بينم و مي بينم كه عده قليلي فقط در داخل سنگرها هستند ، دلم مي خواهد بگويم : غلام جان كجايي؟حسيني كجايي ؟ بلباسي كجايي ؟ شير سوار كجايي ؟ محمد رضا مسرور كجايي ؟ اصغر تركمان كجايي ؟ اي يار صديق امام حسين ( ع) ، حسين عزيزي كجايي ؟ بياييد ما را با خود ببريد و ما را تنها نگذاريد. بياييد و بنگريد كه چگونه دوستان ، ما را در اين خلوت سنگرها تنها گذاشته اند . بياييد و غريبي ما را ببينيد. بياييد و بي وفايي ياران مان را ببينيد. شما را جان زهرا ما را از اين دنيا به نزد خود بخوانيد. ديگر بس است . دوري ديگر بس است . فراق ديگر بس است . شما را به خدا، ما را تنها نگذاريد . خدايا مرگ ما را شهادت در راه خود قرار ده و ما را با دوستان مان و برادران مان محشور بگردان .

                                                                       آمين

                                                         8:30 دقيقه   30/6/66

                                                                  جعفر خنكدار


  زهرا قدم پور                             پيام هاي ديگران